دختری از تبار ُبن آسیاب مکوند هستم. نامم دختر بن آسیاب،زاده پارسوماش وساکن اهواز اندیشه ام از ساخت این وبلاگ زنده نگه داشتن نام ویاد زادگاه پدری و پاسداری از رسوم ایلم است.
آمد سوار، بي زاد ره آسيمه سر ،پريشان _با خويش در ستيز_ خشمي در نگاهش _ تا ژرفاي دره ها_ و_ فراز گريوه ها…. او بود و اسب او _آزرده ا ز لگا م_ … بر شانه اش كشيد تفنگ و دستي به ماشه برد…چكاند رم كرد اسب او _و_ غريوش ، پيچيد در كمر پايان مرد بود. پايان؟! …. فرداييان ( كودكان نو آموز اين ديار) در طرح هاي ساده خود بر چكاد كوه نقش ترا (مزار شريفت) نشانه كنند _ هشتمين نشان _ در شهر هفتكل
شعر ۲)
غزل های نابت چو ان خوشه نورس گندم دیممان
_در هنگامه رقص و اواز_ باران و باد بهاری مدهوشمان کرد هنوز برای نگاه عسل بارت در پشت تپه های ارغوانی به چله نشسته ایم ای غزال گریز پا