دختری از تبار ُبن آسیاب مکوند هستم. نامم دختر بن آسیاب،زاده پارسوماش وساکن اهواز اندیشه ام از ساخت این وبلاگ زنده نگه داشتن نام ویاد زادگاه پدری و پاسداری از رسوم ایلم است.
چه کسی می گوید که انسان پرواز نمی تواند؟ پرده خیال که فرو می افتد، ذهنیت بین آسمان و زمین پنجره می شود. تو پَر باز می کنی، اوج می گیری، چرخ می زنی و دوباره لب تاقچه خیال باز می گردی تا آرام به سرزمین زندگی و واقعیت قدم بگذاری. اما امروز و در غم فقدان جانکاه سیروس دلمان می خواهد همچنان در پرواز باقی بمانیم! چرا که در توانمان نیست باور فقدانش . و به راستی چگونه باور کنیم سکوت و سکون نجوای عارفانه شعرهایش را، چگونه باور کنیم از تپش افتادن دل دریایی و خاموشی فروغ دیدگان پر مهرش را.
آه نگویید، نگویید از رفتن، که سخت است بگویم:
در پای درخت کُنار
سیروس را بر خاک می گذارند
و از آسمان هفتکل
خاکستر می بارد
خاکسپاری زنده یاد سیروس رادمنش - «شهرستان هفتگل، عصر روز سه شنبه 19 شهریور ماه ۱۳۸۷»
در آبی ترین نگاه افق که زمانه درتصویر کالبد روحت، میتوان راز نگاه هایی را به نظاره نشست که در عمق لحظه ها، دست در دست، به جستجوی نفسی از نای خویش که در لای لالایی های کودکانه دختر همسایه گم شده است، می گردد.
گمی میان باورها و لبخند ها که از سر ناچاری و گذران عمر در تاریکی درختان ملول روزگار پی ردی مکرر خواهد گشت. که شیهه اسبان در نفس های روح، آدمی را از انزوا به برون خواهد برد. برونی که ساخته خویش نیست و البته روح نیز. اما شاید در این وانفسای روزگار بتوان عشق را از لای، لالایی های کودکانه یافت .