تبليغاتX
بُن آسیاب
 

           «قیام علی مردان خان»

 

 

 

همان گونه که می دانید : بختیاری ها بعد از فتح تهران و خلع محمد علی شاه، اداره کشور را به دست گرفتند و سال ها به عنوان وزیر، نخست وزیر، فرماندار و استاندار حکمرانی کردند. متاسفانه با آغاز جنگ جهانی اول یک سری اختلافات در بین بختیاری ها بروز کرد، اما سرانجام با پایان گرفتن جنگ آرامشی نسبی در منطقه بختیاری حاکم گردید.

در زمان ظهور رضاخان در صحنه سیاست ایران و روابط نزدیک جعفر قلی خان سردار اسعد با او بختیاری ها هنوز ته رنگی از قدرت را در دست داشتند . ولی رضاخان با سیاست خاص خود به تدریج پایه های حکومتش را مستحکم تر کرد. و به فرمان او لشکر جنوب تحت فرماندهی امیر لشکر محمود خان ایرم تشکیل گردید. در همان سال ها و پس از سرکوبی نسبی شورش فارس توسط حکومت، علی مردان خان دست به تشکیل جمعیتی به نام «هیئت اجتماعیه بختیاری» زد و اعلام نمود که برای استیفای حقوق از دست رفته عشایر بختیاری علیه دولت مبارزه خواهد کرد. با به وجود آمدن حرکت های اولیه این جنبش، حکومت که شدیدا نگران شده بود نمایندگان خود را جهت مذاکره به منطقه گرمسیر بختیاری گسیل داشت ولی مذاکرات نمایندگان دولت با علی مردان خان و دیگر خوانین بختیاری به نتیجه نرسید .

در این میان طوایف دیگر بختیاری نیز که از اقدامات رضاشاه ناخشنود بوده و از خطری که از سوی نظام پهلوی کل موجودیت بختیاری را تهدید می کرد به خوبی آگاه بودند به این قیام پیوستند.   در حقیقت می توان گفت که در این برهه از تاریخ خوانین چهارلنگ و هفت لنگ کشمکش های گذشته را از یاده برده و همگی در یک صف و با اتحاد کامل در مقابل حکومت قد علم کردند.

پس از حادث شدن جنگ بین قوای حکومتی و علی مردان خان  در 27 تیرماه 1308 شهر دهکرد به تصرف قوای بختیاری درآمد. با به وجود آمدن این واقعه و همچنین به نتیجه نرسیدن مذاکرات، دولت مصم شد که باتمام قوا این شورش را سرکوب کند. لذا با تدبیری زیرکانه در حالی که علی مردان خان و سایر خوانین مشغول مذاکره مجدد با نمایندگان دولت بودند نیروی هوایی و زمینی عظیمی را به منطقه بختیاری گسیل داشت. که پس از جنگ های بسیار و دلاوری ها ورشادت های بی مثال نیروهای بختیاری، در نُهم مرداد همان سال قوای دولتی توانست با پشتیبانی آتش توپخانه و مسلسل شهردهکرد را از چنگ قوای بختیاری به در آورد. بختیاریها بار دیگر در سه فرسخی دهکرد متمرکز شدند و با نیروهای دولتی به زد و خورد پرداختند اما در برابر آتش بارهای نظامی کارآیی خود را از دست داده و به تدریج متلاشی شدند.

پس از پایان یافتن این جنگ نابرابر بیشتر روسای شورشی مورد عفو قرار گرفتند و «مرتضی قلی خان صمصام» به حکومت بختیاری منصوب گردید. تنها علی مردان خان با عده ای از افراد وفادارش تسلیم نشدند و تا مدت ها سرتیپ تاج بخش و قوای نظامی لرستان تا میانکوه بختیاری وی را تعقیب کردند ولی سرانجام پس از مدتی او نیز تامین گرفت و به میان ایل خود بازگشت. اما رضاخان کسی نبود که از تقصیر این سرکرده رشید بختیاری که منطقه را بر ضد او به آشوب کشیده بود بگذرد . انشاءا... اگر عمری باقی بود  ادامه مطلب را در پُست آینده شرح خواهم داد.

در پناه حق بدرود

 

 به کجا میرود ایل

با اسبان پریشان کرده یال

که دشت فراخ است و

تاراز بسیار دور

 

  


نوشته شده توسط دختر بُن آسیاب در تاریخ یکشنبه 23 تیر1387ساعت 23:59 |
• لینک ثابت  • 

 

           پُر غرور همچو سرو

 

   

    نه بسیار دور

    انگار همین دیروز بود

   شلیک ناگهانی تفنگ کوچکت

    بر هر چیز

   و تاختنت بر ترکه ی نازکِ چوب

   با ادامه ای از خاک ودود

   سوار خونین سفر!

    نه بسیار دور

   انگار همین دیروز بود

   که تفنگ بر دوش از کوچه گذشتی و

   بر هر چه شب شلیک شدی

   و بر زمینه ی سپیده دمان شکفتی

   چون یک ستاره ی قرمز

   نه بسیار دور

   انگار همین دیروز بود

  «شهاب الدین ایذه ای»

 

تاریخ کهنسال ایران، شاهد مبارزات و فداکاری های بسیاری از قهرمانان و مردان شجاع و دلیری است که در هنگام خطر از کشته شدن نهراسیدند و بی باکانه به پیشواز حوادث شتافتند و مردانه تا آخرین لحظه حیات از شرف و حیثیت خود دفاع کردند. و سرانجام جان خود را برای رسیدن به اهداف بزرگ، ایثارگرانه از دست دادند.

قوم بزرگ بختیاری هم با آن پیشینه قوی تاریخی و فرهنگی، همواره شاهد رشادت های شیر مردان و زنانی بوده که حاضر به فدا کردن جان عزیز بودند اما هرگز زیر بار ظلم و ستم و تحقیر نرفتند.

لایارد در کتاب جاودانه خود می نویسد: « در مدت طولاني که در بختياري بودم بارها شنيدم که لرها مي گفتند فلان شخص چون شير مي جنگيد. ولي من نمي توانستم قبول کنم که انسان چطور مثل شير مي جنگد تا آنکه آن روز در (جنگ شریفات ) مشاهده نمودم که چگونه بختياري ها بدون ترس و با وجود قلت و کمي نفرات سپاه اعراب شريفات را درهم شکستند و  آن ها  را وادار به فراري بسيار حقارت آميز نمودند».  به قول شاعر گمنام آن زمان:

 

هزار وپانصد سوار مولا نُهاسون            آعزيز جُلفه سوار زيد اِشکناسُون

کاسمال تو قِر بخور بِنير بِخورزات       وَنده بیِد به سينه اسب،شيخ شريفات

 

با سیری در تاریخ پر غرور بختیاری، به نام های بسیاری برمی خوریم که هر کدامشان افتخار قوممان هستند اما در این میان نام علی مردان خان بختیاری همچون نگینی منحصر به فرد درخششی ویژه دارد. اویی که در دامان شیر زنی همچون بی بی مریم پرورش یافت.بی بی مریم خود ثمره ازدواج حسینقلی خان ایلخانی و بی بی فاطمه « دختر علی رضاخان کیانرسی» است. او در جنگ جهانی اول به طرفداری از آلمان و عثمانی، بر ضد انگلیس و روس قیام کرد.  آقای وحید دستگردی در قصیده معروف خود تحت عنوان (نوید فتح) در مدح بی بی مریم گفته است:

 

   ای مریم مسیح دم، ای افتخار ملک                         بازوی جاه، دست شرافت سوار ملک

   گر حکمران تو بودی در اصفهان                                زار این چنین نبود کنون روزگار

   از جای خیز ایل سلحشور بختیار                             بنمای بار دگر، چون بخت یار ملک

   امروز ایل بختیاری فرمانبر تواند                                سرها به کف گرفته برای نثار ملک

   کن تخت شادمانی بیگانه سرنگون                          ای شادی روان زمانه، ای غمگسار ملک

 

پروفسور گاثوریت استاد کرسی تاریخ و مستشرق معروف امریکایی نیز در مقام تجلیل از بی بی مریم گفته است: این پیرزن برجسته روحی سرکش و فکری مستقل داشت. و در تعیین سیاست بختیاری به ویژه در جنگ جهانی اول نقش مهمی ایفا کرده است.

علی مردان خان این بزرگ مرد قوم بختیاری ثمره ازدواج بی بی مریم با علی قلی خان از طایفه محمود صالح بختیاری است.  علی مردان در کودکی پدر را از دست داد و به ناگزیر همراه با مادرش از خانه پدری به خانه حاجی قلی خان سردار اسعد نقل مکان کرد. و پس از آن که بی بی مریم به عقد فتح ا... خان سردار ارشد درآمد علی مردان هنوز در خانه سردار اسعد و سردار ظفر به سر می برد و در همان جا به مکتبخانه رفت و به دانش آموزی پرداخت.

بعد از دوران بلوغ تا سال 1302 شمسی قمری که طوایف چهارلنگ از قلمرو بختیاری مجزا شدند از زندگی علی مردان خان اطلاعات دقیقی در دست نیست و تنها این را می دانیم که در همین سال، محمد علی خان و علی مردان خان به ترتیب یکی به سمت ایلخانی و دیگری به عنوان ایلبگی طوایف چهار لنگ مصدر کار شدند.

انشاءا... در پُست آینده قصد دارم به طور مفصل و  دقیق به شرح قیام علی مردان خان و توطئه رضاشاه و سرلشکر محمد حسین ایرم بر علیه او و دیگر روسای بانفوذ بختیاری بپردازم.

 

 

معني شعر:

هزار و پانصد سوار دشمن که مولا شريفات در جلويشان مغرورانه اسب مي تازد به وسيله آقا عزيز که سوار اسب جلفه «نوعي اسب نسب دار عربي» است شکسته شدند. قائد اسماعيل برگرد و خواهر زاده ات را ببين که چگونه شيخ شريفات را از پاي در آورد وبه خاک انداخت.

 


نوشته شده توسط دختر بُن آسیاب در تاریخ یکشنبه 16 تیر1387ساعت 23:58 |
• لینک ثابت  • 

 

           مقام و موقعیت زن در قوم بختیاری

 

 

زنان بختیاری در پایگاه واقعی خود که هدفش گسترش آرمان و منش پارسایی بوده همواره به سختی کوشیده اند. و می توان گفت که آنان ستون فقرات و محور اصلی همه کوشش ها هستند.آنها حتی در صحنه رزم نیز همپای دلیر مردان سرافرازشان با منشی پهلوانی همچو گُردآفرید همواره حضور داشته اند. اشعار قدیمی که از این نبردها باقی مانده آکنده از هم دوشی و برابری زنان با مردان در این نبردهاست . شرایط باز ایلی در بختیاری موجب آن شده که نام زنان و تمجید از آنها در گوشه گوشه اشعار رزمی بختیاری دیده شود . موضوعی که شاید در سایر اقوام و حتی ملل عشایر شرق کمتر صورت پذیرفته است .

دکتر الیزابت مکبن روز در یادادشت های خود که تحت عنوان کتابی با نام «با من به سرزمین بختیاری بیایید» به چاپ رسیده است می گوید: بختیاری ها برحسب سنت عشایری خیلی به خانواده خود دلبستگی دارند و زنان در تمام موارد و حتی مسائل سیاسی مورد مشورت قرار می گیرند و توصیه های آنان معمولا مثبت و مثمر ثمر واقع می گردد. در حقیقت می توان گفت که در فرهنگ مردم بختیاری ارج و بهای فراوانی به موضوع مشورت با زنان گزارده می شود .

زنان بختیاری به مسائل سیاسی کشورشان علاقه زیادی نشان می دهند . و بیشترشان ( زمان نگاشتن یادداشتهای مولف) هوادار رژیم مشروطه هستند و با دیده تحسین و احترام به احمد شاه نگاه می کنند. اما زنان خانواده سلطنتی را به سختی مورد تحقیر و اهانت قرار می دهند و معتقدند که از لحاظ خصوصیات اخلاقی در جهت مخالف آنها قرار دارند. زمانی من از یکی از بی بی ها پرسیدم که آیا موفق شده است با یکی از زنان شاه در تهران ملاقات کند؟ او از این بابت بسیار دلخور شد و اظهار داشت با این که خود او از یک خانواده اشراف است ولی هیچ گاه مایل نیست که با خانم های قاجار معاشرت داشته باشد. آنها طرفدار شرکت زنان در انتخابات و داشتن حق رای همانند زنان اروپایی هستند. هنگامی که پارلمان جدید در تهران گشایش یافت، یکی از خانم ها به من گفت : حالا موقع آن است که ما هم ادعا کنیم که بایست در مجلس شرکت داشته باشیم. و من باید اعتراف کنم که زن های بختیاری استعداد فوق العاده ای در سواد آموزی دارند. این نویسنده در ادامه صحبت های خود می گوید:به نظر من مقام و منزلت یک بی بی در بختیاری به قدری بالاست که مورد غبطه دیگران قرار  گرفتن امری عادی به نظر می آید.. و من به شدت نگران آن هستم  که آزادی بیش از حد برای زنان بختیاری این خطر را در بر داشته باشد که بیش از پیش آنان را به سوی زندگی شهر نشینی سوق دهد. و این امر باعث گردد که  اختیارات و آزادی هایی را که در کوهپایه های بختیاری به دست آورده اند از دست داده و مانند سایر زنان شهرنشین به موجوداتی بیکار و در عین حال ناشاد مبدل گردند.



نوشته شده توسط دختر بُن آسیاب در تاریخ چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 13:42 |
• لینک ثابت  • 

 


تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسنده آن می باشد و هرگونه کپی برداری مخالف قوانین کپی رایت می باشد!