آغازگر شعر بومی بختیاری مردم گمنامی بوده اند که شعرهایشان از سالیان دیرین به طور پراکنده و سینه به سینه به ما رسیده، بی آن که در کتابی مدون شده باشند. اکثر این اشعار به مناسبت جنگ ها و حماسه ها سروده شده اند. و شاید بتوان گفت نخستین بار مرحوم ایلخانی، حسینقلی خان، غزلی منسجم با لهجه بختیاری سرود که با این مطلع آغاز شد:
دُونی ز چه نَزیده اَفتو یارُم نَو ِریستاده ز خَو
بعدا" ملا ذوالفعلی کرونی یک سلسه اشعار محلی سرود که در بین مردم منتشر گردیده و تاثیر خوبی برجا نهاد. و پس از آن داراب افسر با تاثیر پذیری از او به کار سرایش شعر محلی پرداخت و آن را به حد کمال رسانید. برادر داراب «مهراب افسر» هم آثاری در این زمینه بر جای نهاد که این کار مهراب به سبب وجود خورشیدی فراگیر مانند داراب درخششی نداشت.
در زیر نمونه های از دوبیتی های سروده شده توسط شاعران بختیاری آورده می شود.
تَش نهاد گوشه دلُم بختُم سیا بید آرمونُم نی ورا طالم سیا بید
شور و فریاد تونُم دی نی گرُم جا نشینُم پا زرد کُه بَنگس کُنم یا
دیری تو سی دیدنُم نی بو فراموش یاد تو مِنه دلُم هی اِزنه جوش
بی بفا ز دلبرت یادی نِکردی تو کمی ز دیدنَم شادی نِکردی
تو مون داغ به دلُم تا ری سیا بوم دشمنون شادی کُنن کور ز تیام بوم
غرش اور بهار تَر کرد دلامون زرد کُه فصل بهار وید وانهامون
«غلامرضا محمدی»
خوشا روزی که مالمون به جَوَل بید نوای بُنگ کوگون پا بَغَل بید
گُل خنده گُرِ لَو گپگپون بید منه هر هونه ای کِل و مَتَل بید
دِلم رَهدَک به ویر مالِ خوون نه اِشمارُم شُرنگِ داد و دیون
تَریده آه و ناله رِی به ما کِرد بزید شوخین و جُونم کِرده بیجون
«ح.حسن زاده رهدار»