شعر و ترانه تپش فرهنگي روح و جان و قلب بختياري است. و يکي از نشانه هاي مهم حيات در زندگي ايلي است. مي توان گفت مناسبات زندگي ايلي اصل و اساس شعر بختياري بوده و هست.
در مقوله تاثير شعر بر موسيقى بختيارى بايد گفت: به دليل محدوديت هاي که در استفاده از سازها در اين موسيقي وجود داشت وسعت و بى كرانگى موسيقي ايل تا حد زيادي مديون شعر و كلامى است كه بر زبان و ذائقه مردمان اين ديار جارى است.
( عمده سازهاي مورد استفاده در موسيقي اصيل بختياري كرنا، سرنا، دهل، نى و گاه كمانچه است).
شعر زير يکي از اشعار قديمي در طايفه مکوند است . که سينه به سينه نقل شده، تا امروز که به دست ما رسيده. سراينده اين گونه اشعار مشخص نيستند. و بالطبع مي بايست در طي گذشت زمان چيزهاي بر آنان افزوده يا کم شده باشد.
ولي نکته مهم اين است که: من وشما بتوانيم حافظ این مواریث کهن باشیم.
تَنگِ ماکُون پُر گُل و دَشتِس هوارِه نَشمينُم به ره ايِره، زِ دير ديارهِ
تَنگ ماکُون پُر گُلِ، گُل زَيد زِنارِه يـار خُم اِيـا بِـه تِيـم زِ ديـر دِيـاره
بِروين وُ بيارين گُل زِ گُلستون بِوَرين خِدمت گُل به دشت ماکون
گُلانَه پَرپَر کُنين سَر رَه بِريزين يار خُم به نَشم ايا، پيشِس وُرِيستين
يـار سُـوزينِـه خُم بـالا بُلـندِه مِهربون وُ خوشدِل وُ گُل مَکوندِه
وُرِيستُم شادي کُنم وايم وُراهِه پَلي نَه، گُل فَرش کُنم يارُم اِياهه
دَشت ماکُون پُر گُله، پَلي گُلستوُن يارِ مو سُوزه بُلند، دِل چي زِمستون
بروزن اين شعر آقاي امير آرمين قطعه شعر زيباي سرودند که با هم مي خوانيم:
بِرَوُم کوه و دَرهَ، دَشت و بياوُن بِروم تِي دِلبرُم به دَشت ماکون
بِرَوُم دَشت و دَرَه صَحرا وُ کُهسار بِروم شادي کُنون به ديدن يار
وَريستُم پاپا کُنم تي يار پاري صُو دِنا، ظُهر زَرد کُه، شُو آسماري
مالانه حَور کُنين گُل ره به گُلگشت صُو دنا، ظُهر زَرد کُه، پَسين به مُنگشت
اميـر اي کـمـتر بِگر بـونه يارِت وِري رَو پُل شِلـيِـل، سَرِ رَه نِگـارِت