تبليغاتX
بُن آسیاب
 

           « نواي ايل »

 

 

                                «میشکال»

 

   برای نوراله مومن نژاد نوازنده نامدار کرنا و سرنا در بختیاری

    سروده ای از محمدمراد یوسفی نژاد

  

    تا نفسی

   ز گلوی نوراله

   در نای کرنا جاریست

   این دل دیوانه

   گویی

   همواره در انتظار بهار است

   و کوچ

   که اینچنین

   سرناز میبازد

   به ناز

   ...

   برخیز!

   ترکه ای بیاور و درکی

   تا

   دوری بزنیم

   و هو کنیم

   تا شوقی هست

   ونفسی.

 

آخرین باری که اجرایی زنده ، از نوازندگی نوراله مومن نژاد را شاهد بودم. در همایش شاهنامه خوانی 3فروردین امسال بود، اجرایی بسیار عالی که شور و شوق توصیف ناپذیری را در جمع حضار برانگیخت.

درفواصل برنامه های همایش وقتی آقای مومن نژاد اجرا داشت .و آهنگهای رزمی و حماسی ایلمان را می نواخت. مجریان نظم برنامه فقط با وعده رقص دسته جمعی در پایان همایش می توانستند جمعیت مشتاق را کنترل کنند. و الحق هم که در پایان ، اجرای زیبای نوراله پیرو جوان را دستمال به دست به وسط میدان کشانید.

 موسیقی بختیاری از آن نوع موسیقی هایست که با گذشت سالهای زیاد هنوز هم بکر و دست نخورده باقی مانده است .موسیقی که نواهایش برگرفته از خُلقیات عشایر کوچنده ایل ماست.

توشمال تنها نوای است که فقط و فقط اختصاص به ایل و فرهنگ زاگرس دارد. و با این اوصاف جای بسی تاسف است که هنوز هم هستند کسانی که نوازندگان  توشمال را از طبقات پایین جامعه بختیاری می دانند. آن هم در زمانه ای که وقتی درجمع هنرمندان صحبت از موسیقی می شد مرحوم علاءالدین رهنمود همیشگی اش به علاقمندان موسیقی بختیاری این بود که : بروید به موسیقی اصیل بختیاری یعنی (توشمال ) گوش بدهید .که ما هرچه داریم از توشمال ها داریم که توانسته اند این نوا و نغمه کهن را حفظ کنند. و آقای دکتر اردشیر صالح پور نیز در جای فرموده اند : به راستی که صدا و هویت اجدادی زاگرس و فرهنگ والایش در همین نواها و نغمه ها نهفته است.

پس جای سپاس فراوان دارد از این قوم هنرمند، در نگهداشت و حفظ این نوای ایلی .

رقص در بختیاری نشانی از همبستگی ، اتحاد و عاطفه است . واز دیرباز تاکنون در جشن ها مردان و زنان بختیاری با نوای توشمال همراه و همپا می رقصند و این همراهی احترام متقابل مردان ایل بختیاری به زنان را می رساند .  مردان با همراهی زنان در این رقص های نمادین نشان می دهند که از نقش موثر آنان درفعالیت های اجتماعی آگاه و برای آن ارزش قائلند و تمایل دارند تا این موضوع برای هربیننده خارجی هم به خوبی روشن شود که: زن و مرد بختیاری در کنار هم و به یک اندازه در آینده ایل موثرند. واین مسئله ای که در دیگر اقوام ایرانی به ندرت مشاهده می گردد.

 به امید روزی که به دور از هر گونه تفرقه همه ایل بختیاری دور هم گردآیند .و ضمن پاسداشت رسوم و ارزش های کهن ایلی در اعتلا و ترویج آن نیز کوشا باشند .

 نوراله مومن نژاد

« نوراله مومن نژاد – یکی از قدیمی ترین نوازندگان سرنا و کرنا»

 

 تصویری از جمعیت مشتاق

« جمعیت مشتاق همایش شاهنامه خوانی بختیاری- هنگام نواختن توشمال » 

 


نوشته شده توسط دختر بُن آسیاب در تاریخ شنبه 26 خرداد1386ساعت 10:25 |
• لینک ثابت  • 

 

           « شعر»

 

 

سلام. این شعرتقدیم به همه دوستان عزیز.بالاخص دوستان معترضی که می گویند چرا مطالب وبلاگ مستمر در مورد ایل بختیاری و مالِ بُن آسیاب است .

 

       «کارون زیبا»

   موج هایت  که به ساحل می خورد

   گویی در گوش من زمزمه می کند

   آوای زیبای زندگی را.

   وقتی که شب

   بال های سیاه خود را

   بر تو می گستراند

   و باد شامگاهی

   عطر دل انگیزت را

   در مشامم جاری می سازد

   حس زیبای آرامش

   وجودم را فرا می گیرد.

   و در این آرامش رویایی

   قایقی می بینم

   که می آید از آن دورها

   با، بادبانهای برافراشته.

   قایقی!

   که به تنهایی

   رهسپار دیار آرزوها ست.

   به خود می گویم :

   که ای کاش !

   من هم سوار بر قایق آرزو

   همنوا با صدای دل انگیز تو

   می گذشتم از مرز این دنیای خاکی

   تا بریزم همچو رودی کوچک

   بر دل اقیانوسی بیکران

   و بیابم دنیایی را که درآن

   نه خشم باشد نه پلیدی

   نه نفرت باشد نه سیاهی

   فقط نور باشد و نور

   فقط عشق باشد و عشق .

   غرق در این رویای دلنواز

   بناگه

   بادی تند وزیدن گرفت

   ومرا ازاین خلسه سکر آور

    بدر آورد.

   ساقه های نازک گیاهان ساحلی

    با وزش باد در هم می تنیدند

   و همنوا با  باد زمزمه می کردند:

   رویای دیرین مرا.

   و من در گوشه یی

   تنها ایستاده

   وبه تو می نگرم

   و به خود می گویم:

   زمان تحقق این آرزو

   چقدر نزدیک است؟

   م- « دختر بن آسیاب»

 

کارون

« پل سفید واقع بر رودخانه کارون -اهواز فروردین 86»

رودخانه کارون

« اهواز- فروردین 86»

 


نوشته شده توسط دختر بُن آسیاب در تاریخ چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 9:54 |
• لینک ثابت  • 

 

           از ماست كه بر ماست

 

 

 

                                        نابودی باقیمانده اعتبار ایرانی با آبگیری سد سیوند

 

تاريخ و گذشته هر کشوری ، شناسنامه آن سرزمين بوده كه سابقه و قدمت آن را نشان مي دهد .وبا مراجعه به تاريخ هر سرزمينی مي توان دگرگوني ها و سير تكامل و يا تنزل آن را مشخص ساخت .

 این روزها بحث داغ سد سیوند و آبگیری آن موضوع روز اکثر وبلاگ ها و روزنامه ها گردیده . می گویند ساختن این سد را کابینه آقای رفسنجانی در 14 سال پیش تصویب کرده و، پس از ابلاغ مصوبه به وزارت نیرو، مسئولان این وزارتخانه نامه ای به سازمان حفظ میراث فرهنگی نوشته و از آنها پرسیده اند که آیا این سد مخاطراتی را برای آثار باستانی منطقه تنگه بلاغی بهمراه دارد یانه؟ که ظاهرا !!!!! سازمان حفظ میراث فرهنگی پاسخی به این نامه نداده و وزارتخانه مربوطه هم سکوت را حمل بر رضا نموده و کار ساختن سد را آغاز کرده و در تمام دوران ریاست جمهوری آقایان رفسنجانی و خاتمی این عملیات ادامه داشته است؛ تا اینکه برخی از کارکنان دل سوز سازمان حفظ میراث فرهنگی متوجه خطرات ناشی از ساختن این سد شده و خبر را به بیرون از سازمان درز می دهند. خبر نخست در روزنامه ها و رادیوهای فرنگی منعکس می شود و در این دو ساله اخیر انظار سازمان های بین المللی و موسسات باستانشناسی را بخود جلب می کند. جالب اینکه دو سال پیش، بی خبر از آنچه در تنگه بلاغی می گذرد، سازمان فرهنگی «یونسکو» پاسارگاد را بعنوان یکی از میراث های فرهنگی جهان به ثبت می رساند.

حفظ و پاسداری از میراث فرهنگی وظیفه ای است که برعهده تک تک ماست.  وبه راستی جای تاسف دارد که این یادگار ارزشمند تاریخ ایران زمین بر اثر بی اعتنایی عده ای قلیل نابود گردد. و بسیار آزاردهنده تر آن است که شاهد اظهار نظرعده ای ( که متاسفانه ادعایی با سوادی هم دارند) باشیم که با بی اعتنایی تمام می گویند: اینقدرمشکلات در این مملکت زیاد است که دیگر فرصتی برای افسوس زیر آب رفتن مقبره کوروش و....... نداریم .

واقعا در مقابل این افراد چه باید گفت ؟ تنها جمله ای  که دراین گونه مواقع به ذهن من می آید این  است :از ماست که بر ماست .

                     
میهنم!ای مهد مهرومهرگان               میهنم!ای خاک پاک عاشقان
سرزمین باستانی کهن                    میهنم ایران من ایران من
ای وطن ای سرزمین جاودان             خاک پاکت قبله آزادگان
مهر تو آمیخته با جان من                 راه تو هم دین و هم ایمان من
میهنم ای زادگاه خسروان                 ای تو مهد کوروش و نوشیروان
ای کهن بوم و برم ای سرزمین          این تویی تاج سر مشرق زمین
می پرستم هر وجب از خاک تو        هرزمان جانم بود درراه تو
گرببازم سر به راه تو رواست             گردهم جان از برای تو بجاست
ای وطن ای مهد انسانهای نیک          ای پیامت گفته و کردار و هم پندار نیک
مهرتو می جوشد اندر جان من           وین نمیرد گر رود جانم ز تن
جان فدای آن درفش کاویان              سر فدای آن زمین و آن مکان
ای سرای آریایی کهن                      ای شکوه سرفراز ایران من
مام من،ای مهربان مام وطن             مهر تو جاری چو خون در جان و تن
بسته ام پیمان خود با تو به دل           گررود جانم ز تن، مهر تومی ماند به دل
میهنم ای کان فرهنگ و هنر               این منم فرزند مرز پر گهر
مهر مهرت خورده بر پیشانیم              هرزمان در هر کجا ایرانیم
که نمازم را به جز تو قبله،نیست        دل به جز مهرت ز هر مهری تهیست

 

چامه از ایراندخت آریا منش

 

 


نوشته شده توسط دختر بُن آسیاب در تاریخ دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 9:55 |
• لینک ثابت  • 

 


تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسنده آن می باشد و هرگونه کپی برداری مخالف قوانین کپی رایت می باشد!