با سلام خدمت دوستان و همتباران گرامی
این روزها در سراسر خطه بختیاری همایش ها و جشنواره های متعدد برگزار می گردد. همایش شاهنامه خوانی طایفه ....، جشنواره طایفه .... و غیره و غیره .که اخبار برگزاری آنها در سایت سردیارون قابل مشاهده است. براستی چرا نباید تلاش شود تا با برپایی یک همایش بزرگ و شایسته حس اتحاد و همبستگی را در میان بختیاری تقویت کنیم! همایشی که هر طایفه میتواند با توجه به توانمندیهای فرهنگی وتجربه خود عهده دار بخشی از آن باشد. همایشی بزرگ و قوی در سطح ملی وکاری کاملا" فرهنگی بی آنکه رنگ و بویی از سیاست و سیاست مدار در آن باشد.
در واقع موضوع برپایی همایش های متعدد توسط طوایف مختلف کار را به جای رسانیده که بقول دوست گرامی آقای عباس بویری باید گفت : بختیاری، همایش یا نمایش !!!!!
براستی چرا به جای اتحاد ویکی بودن، هر طایفه ای به دنبال بلندآوزای نام خود است ؟ چه اتفاقی افتاده که مردم ما این گونه شده اند؟
بنده نمی خواهم بگویم برگزاری این گونه جشنواره ها و همایش ها بد است . خیر! من چنین جسارتی به خود نمی دهم . اما می خواهم بگویم از مردمان تیزفهم و هشیار بختیاری انتظاری بیش از این است..... چرا آب به آسیاب دشمن بیندازیم. ما می بایست با وحدت و یکدلی خود مشتی محکم بر دهان کسانی بزنیم که همواره از اتحاد بختیاری ها در هراس بوده و هستند و از هر فرصتی برای تفرقه انداختن در میانمان استفاده می کنند.
اینان چه جنگ ها که میان هفت و چار راه نینداختند و از قِبل آن چه سودها که نبردند! و این گونه شد که در کتاب تاریخ بچه های ما از رشادتهای دلیران بختیاری در انقلاب مشروطه نامی برده نشد . آنانی که اگر نبودند و جان فشانی نمی کردند به جرات میتوانم بگویم هیچ گاه انقلاب مشروطه به پیروزی نمی رسید.
دوستان عزیز چه خوب است در این شرایط خاص که هویتمان از نظر فرهنگی و اجتماعی و حتی جغرافیایی مورد تهدید جدی قرار گرفته است بتوانیم انسجام خود را دوباره برقرار و حفظ کنیم تا بیش از این آسیب نبینیم.
مو و تو ار ز هفتیم ار ز چاریم به اسم بختیاری سر دیاریم
بقول دوست گرانمایه جناب آقای جهانگیر محمودی:
شاهنامه که جایگاه برین درمیان مردم ایران زمین دارد و همچنین بخشی از زندگی بنیادی وپاره ای از دل مردم لرهای بختیاری است، نمی تواند خود با گرایش های تنگ و ناچیز قوم های خودگرا همسوباشد.زیرادرهیچ جای شاهنامه هیچ چیزی که این گرایش را برای قومی فراهم کند درمیان نیست.
پایه پیدایش قوم ما به ویژه از هنگام زیستن در قله های دست نایافتنی زاگرس نگاهبانی ازفرهنگ ملی و اصیل سرزمین بزرگمان ایران است، نه قوم گرایی تنگ و بسته که برخی از افراد نادانسته بدان دچار گشته اند. به سخن دیگر گرچه پیوند های قومی یکی از بنیا دی ترین پیوندهاست ولی این قوم است که درباره هویتش برپایه وزن خویش می اندیشد و آنرا به گونه ای که خود می خواهد ودوست دارد ، برپایه جایگاه ها ، نیازهای زمان و دیگرخواسته ها، به مردم وبه خود می شناساند.تحقیقات انجام گرفته نشان دهنده این است که بختیاری ها ومجموعه لرها بادلایلی روشن پایه گذار فرمانروایی ساسانی بوده اند واین گمان نیز درمیان است که آنها فرمانروایی هخامنشی را نیز برپاکرده بودند. براین جایگاه باید گفت که بختیاری ها نمی توانند ونمی توانستند راهی بروندکه نشانگر یک قوم ناچیز خودگرایی است که تنها برای همذات پنداری روی به شاهنامه کرده اند. بلکه نگرش آنها نیز به شاهنامه پیوسته برپایه همان هدفی که شاهنامه را هستی بخشیده ، یعنی برابر خواهی وعدالت قومی ومهم تر از آن ایران خواهی درچهره صلح و دوری از ستم و خونریزی است .
گر خرد ما را یاری کند دوباره بختیاری سردیاری کند